شیرآورلغتنامه دهخداشیرآور. [ وَ ] (نف مرکب ) شیراور. حیوانی که شیر دهد. (آنندراج ). شیرده و شیردار. (ناظم الاطباء). || شیرافزا. گیاه یا هرچه شیر انسان یا حیوان را افزون سازد. (یاد
شیرآورPolygalaواژههای مصوب فرهنگستانسردهای از شیرآوریان علفی چندساله یا درختی کوتاه یا درختچهای با حدود 500 گونه که دارای پراکنش تقریباً جهانی هستند و کرمینۀ (larva) برخی از پروانهسانان از گونه
شیرآوریانPolygalaceae, Diclidantheraceae, Moutabeaceae, Xanthophyllaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از باقلاسانان درختی یا درختچهای یا علفی با هفده سرده و 800 گونه که دارای پراکنش تقریباً جهانی هستند و بیشتر از نیمی از گونههای آن متعلق به سردۀ شیرآور
بازتاب شیرآوریsuckling reflexواژههای مصوب فرهنگستانواکنشی که با آزاد شدن هورمون پرولاکتین و تحریک اعصاب مامک مادر براثر مکیدن نوزاد ایجاد میشود
شیرآوریانPolygalaceae, Diclidantheraceae, Moutabeaceae, Xanthophyllaceaeواژههای مصوب فرهنگستانتیرهای از باقلاسانان درختی یا درختچهای یا علفی با هفده سرده و 800 گونه که دارای پراکنش تقریباً جهانی هستند و بیشتر از نیمی از گونههای آن متعلق به سردۀ شیرآور
دوشابلغتنامه دهخدادوشاب . (اِ مرکب ) شیره ٔ انگور. (ناظم الاطباء). دبس . (بحر الجواهر) (دهار) (نصاب ). شیره ٔ انگور و بعضی گفته اند که شیره ٔ انگور که آن را یک دو روز نگاهدارند ت
شیرلغتنامه دهخداشیر. (اِ) حیوانی چارپا و سَبُع و درنده از نوع گربه که به تازی اسد گویند. (ناظم الاطباء). حیوانی است معروف که به عربی اسد گویند. (از آنندراج ) (از انجمن آرا). ژی