عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
عالمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دنیا و آنچه در آن است؛ جهان؛ گیتی.٢. [مجاز] خَلق.٣. [قدیمی] روزگار. عالم آخرت: [مقابل ِدنیا] جهان دیگر؛ آن جهان. عالم امر: (فلسفه) عالم ملائکه؛ عالم ملکوت.
امکانلغتنامه دهخداامکان . [ اِ ] (ع مص ) بیضه دادن و زیر بال گرفتن ملخ و سوسمار بیضه را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). تخم گذاشتن یا گرد کردن ملخ و سوسمار و مانند آنه
اسقاط اضافاتلغتنامه دهخدااسقاط اضافات . [ اِ طِ اِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) اِسقاطِ اعتبارات . عبارتست از اعتبار یگانگی ذات در همگی ذرّات عالم امکان و چنین معنیی را توحید حقیقی گویند،
خانه بیزارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. متنفر و گریزان از خانه و اهل خانۀ خود.۲. ویژگی کسی یا چیزی که در خانه آراموقرار نمیگیرد: ◻︎ دل نگیرد یک نفس در سینهٴ تنگم قرار / عالم امکان ندارد خانهبیزا
تربیتلغتنامه دهخداتربیت . [ ت َ ] (ع مص ) پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد): چون بقدرت بیچون ترتیب تربیَت و تربیت و تزتیت عالم امکان بدرجه ٔ را