عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
عالم صغیرلغتنامه دهخداعالم صغیر. [ ل َ م ِ ص َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) مراد انسان است که جهان کوچکی است و منطوی است در آن جهان بزرگ و مقابل عالم کبیر است . (غیاث اللغات ) (آنندراج
توماس مالتوسلغتنامه دهخداتوماس مالتوس . [ ت ُ ] (اِخ ) کشیش انگلیسی و عالم اقتصادی (1766-1834 م .). وی قاعده ای در علوم اقتصاد وضع نمود که خلاصه ٔ آن این است : چون سکنه ٔ روی زمین پیوست
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان الاسرائیلی مکنی به ابویعقوب و مشهور به اسرائیلی . وی طبیب و فاضل و بلیغ و عالم و مشهور به حذاقت و معرفت و نیکوتصنیف و عالی همت ب
ناسوتلغتنامه دهخداناسوت . (ع اِ) مشتق ازناس . (مفاتیح ). مرکب از: «ناس » + «و» + «ت » مثل ملکوت . (از المنجد). عالم اجسام که دنیا و این جهان باشد. (آنندراج ) (غیاث اللغات ). عالم
مردمیلغتنامه دهخدامردمی . [ م َ دُ ] (حامص ) مردم بودن . انسان بودن . بشر بودن . از جنس بشر بودن . بشریت : و مردمان وی از اعتدال مردمی دورند. (حدود العالم ). مردمانی اند از طبع م