عالم بالالغتنامه دهخداعالم بالا. [ ل َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. واقع در 22 هزارگزی باختری الشتر و هفت هزارگزی باختر. ناحیه ای است واقع در جلگه
عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
خانقاه بالالغتنامه دهخداخانقاه بالا. [ ن َ / ن ِ هَِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) ملاء اعلی . || عالم بالا که آسمان است . (از برهان قاطع) (آنندراج ).
عالم علویلغتنامه دهخداعالم علوی . [ ل َ م ِ ع ِ / ع ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آسمان و عالم بالا. (ناظم الاطباء). مقابل عالم سفلی است و مراد افلاک و اجرام فلکی و سماویات بطور مطلق ا
افرازستانلغتنامه دهخداافرازستان . [ اَ زِ ] (اِ مرکب ) عالم بالا. (ناظم الاطباء). بمعنی عالم علوی . از مجعولات دساتیر است . (یادداشت مؤلف ).