عَالِمُفرهنگ واژگان قرآندانا(علم به معناي احتمال صد در صد است ، بطوري که حتي يک در صد هم احتمال خلاف آن داده نميشود . )
عالمدیکشنری فارسی به انگلیسیcosmos, literate, kingdom, learned, macrocosm, savant, scholar, scientist, swami, universe, world
عالم جانلغتنامه دهخداعالم جان . [ ل َ م ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) عالم ارواح . || کنایه از دنیا و عالم سفلی . || عناصر اربعه را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ).
عالم علویلغتنامه دهخداعالم علوی . [ ل َ م ِ ع ِ / ع ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آسمان و عالم بالا. (ناظم الاطباء). مقابل عالم سفلی است و مراد افلاک و اجرام فلکی و سماویات بطور مطلق ا
سفلیلغتنامه دهخداسفلی . [ س ُ لی ی ] (ع ص نسبی ) نقیض عُلْوی . (از اقرب الموارد). در عربی به معنی پستی است که در مقابل بلندی باشد. (برهان ). پست تر و این مؤنث اسفل است . بالکسر
عالملغتنامه دهخداعالم . [ ل َ ] (ع اِ) کلیه ٔ مخلوقات . بعضی گویند آنچه در بطن فلک است و هر صنفی ازاصناف خلق . و گفته شده است که ویژه ٔ ذوی العقول است .ج ، عالَمون و علالم و عوا
عالمفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. دنیا و آنچه در آن است؛ جهان؛ گیتی.٢. [مجاز] خَلق.٣. [قدیمی] روزگار. عالم آخرت: [مقابل ِدنیا] جهان دیگر؛ آن جهان. عالم امر: (فلسفه) عالم ملائکه؛ عالم ملکوت.