اواریهلغتنامه دهخدااواریه . [ اَ ی َ ] (اِ) این کلمه به معنی آسیب دیده و زیان زده در اجناس از کلمه ٔ فرانسه ٔ [ آواریه ] گرفته شده است و امروز در بازار و در محاکم تجارتی ایران متد
آواریهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهکاغذهای چروکخورده، پاره، یا آبدیده که برای استفاده در چاپ مناسب نیست.
عوارةلغتنامه دهخداعوارة. [ ع ُ رَ ] (اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سُکَین ، و سکین رهطی است از فزارة. و گویند آن در ساحل جریب است ازآن ِ فزارة. (از معجم البلدان ).
عوارةلغتنامه دهخداعوارة. [ ع ُ رَ ] (اِخ ) آبی است ازآن ِ بنی سُکَین ، و سکین رهطی است از فزارة. و گویند آن در ساحل جریب است ازآن ِ فزارة. (از معجم البلدان ).
غير ثابتدیکشنری عربی به فارسیعاريه اي بسته بميل ديگري , مشروط بشرايط معيني , مشکوک , مصر , التماس کن , پرمخاطره
مَاعُونَفرهنگ واژگان قرآنهر عملي و هر چيزي است که به شخصي محتاج داده شود ، و حاجتي از حوائج زندگي او را بر آورد ، مانند قرض و هديه و عاريه و امثال آن . (عبارت "يَمْنَعُونَ ﭐلْمَاعُونَ"