قصرلغتنامه دهخداقصر. [ ق ِ ص َ ] (ع مص ) کوتاه شدن . || (اِمص ) کوتاهی . (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). رجوع به قَصارة شود.
بلندلغتنامه دهخدابلند. [ ب ُ ل َ ] (ص ، ق ) مقابل پست . (از برهان ). مرتفع و عالی و سرافراز. (ناظم الاطباء). کشیده . افراشته . برافراشته . مرتفع، در مقابل کوتاه و پست . (فرهنگ ف
مایللغتنامه دهخدامایل . [ ی ِ ] (ع ص ) مائل . برگردنده از راه . (ناظم الاطباء). ترک کننده و برگردنده ازراه . (از اقرب الموارد). خم شونده از راه . (از منتهی الارب ) : و هرکه را ا
جفتهلغتنامه دهخداجفته . [ ج َ ت َ / ت ِ ] (ص ) کژشده . خمیده و دوتاگشته . (شرفنامه ٔ منیری ). خمیده و کج . (برهان ). چفته : بدان ماند این قامت جفته ام که گوئی به گل در فرورفته ا
درسارلغتنامه دهخدادرسار. [ دَ ] (اِ مرکب ) درساره .دیواری باشد که در پیش قلعه و محوطه و خانه بکشند چنانکه در قلعه و خانه نمودار نباشد. (برهان ). دیواری که پیش در خانه بکشند که در
نیلوفریلغتنامه دهخدانیلوفری . [ ف َ ] (ص نسبی ) منسوب به نیلوفر. به رنگ نیلوفر. کبود. آبی آسمانی . (یادداشت مؤلف ). لاجوردی . (فرهنگ فارسی معین ) : نکوهش مکن چرخ نیلوفری رابرون کن