ذوفضللغتنامه دهخداذوفضل . [ ف َ ] (ع ص مرکب ) خداوند فضل . خداوند بخشایش : ولکن اﷲ ذوفضل علی العالمین . (قرآن 2 / 251). در ترجمه ٔ آن ابوالفتوح رازی آرد: ولکن خدای خداوند فضل است
شاکرلغتنامه دهخداشاکر. [ ک ِ ] (ع ص ) سپاس دارنده . سپاسگزار. شکرکننده . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (برهان قاطع) (فرهنگ نظام ) (ناظم الاطباء). سپاسدار. (دهار). مقابل کفور.