لبفرهنگ مترادف و متضاد۱. شفه، لوچه ۲. دهانه ۳. کناره، لبه ۴. حاشیه، ساحل، کنار ۵. تپانچه، سیلی، کشیده
لبدیکشنری فارسی به انگلیسیbrief, brink, content , juice, kernel, labium, ledge, point, pure, purport, rim, sense
لبلغتنامه دهخدالب . [ ل َ ](اِ) شفه . (دهار). لحمی که در مدخل دهان واقع است . قسمت خارجی دهان که دندانها را پوشاند. پرده ٔ پیش دهان که دندانها را پوشاند.نام هر یک از دو قسمت گ