مدارافرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتدال، تسامح، سعهصدر، مماشات، میانهروی ۲. سازش، ملایمت، رفق کردن ۳. مهربانی، نرمی ≠ قهر ۴. بردباری، تحمل
مدارا کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. نرمی کردن، ملاطفت کردن، مماشات کردن، تسامح کردن ۲. رفق کردن ۳. کنار آمدن، سازش کردن ۴. بردباری کردن، تاب آوردن
مقدارفرهنگ مترادف و متضاد۱. میزان، وزن ۲. اندازه، مقیاس ۳. تعداد، مبلغ ۴. ارج، ارز، ارزش، قدر، قرب ۵. منزلت، شان، ارزش ۶. چندی، کمیت
محاقلهواژهنامه آزادشهید اول:میوه ی چیده شده محاقله: [در اصطلاح فقه] فروختن گندم در خوشه که هنوز برداشت نشده به مقداراز گندم
جوجنلغتنامه دهخداجوجن . [ جو ج َ ] (هندی ، اِ) بلغت هندی یک فرسخ و ثلث فرسخی باشد که چهار گروه است . (برهان ). فلیعلم ان [ لهم للهنود ] فی المسافات مقداراً یسمی جوژن و یشتمل علی
قدرانلغتنامه دهخداقدران . [ ق ِ ] (ع مص ) توانستن . (منتهی الارب ) (آنندراج ). قادر شدن . (آنندراج ). گویند: قَدَر قَدْراً و قُدْرَةً و مُقْدرَةً [ دُ / دَ/ دِ ] و مِقداراً و قدا
کاشانیلغتنامه دهخداکاشانی . (اِخ ) ملا ابوالحسن بن ملامحمد ابیوردی الاصل کاشانی المسکن از علمای امامیه ٔ قرن دهم هجری عهد شاه طهماسب صفوی (930 - 984 هَ . ق .). که عالم و فاضل و فق
مشاکلتلغتنامه دهخدامشاکلت . [ م ُ ک َ / ک ِ ل َ ] (از ع ، اِمص ) هم شکل بودن و مانند شدن . (غیاث ) مانیدن . مشابهت . مجانست . مضاهات . موافقت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : و مشا