ملقاةلغتنامه دهخداملقاة. [ م َ ] (ع اِ) شعبه ٔ سر زهدان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، ملاقی . (ناظم الاطباء).
ملقابادیلغتنامه دهخداملقابادی . [ م ُ ] (اِخ ) شاعری بوده است و صاحب المعجم دو بیت زیر را از وی نقل کرده است :تابنده دو ماه از دو بناگوش تو همواروز دو رخ رخشنده خریدار و ترازوبا ران
ملقاةلغتنامه دهخداملقاة. [ م َ ] (ع اِ) شعبه ٔ سر زهدان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ج ، ملاقی . (ناظم الاطباء).
ملقابادیلغتنامه دهخداملقابادی . [ م ُ ] (اِخ ) شاعری بوده است و صاحب المعجم دو بیت زیر را از وی نقل کرده است :تابنده دو ماه از دو بناگوش تو همواروز دو رخ رخشنده خریدار و ترازوبا ران