نام کردنلغتنامه دهخدانام کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تسمیه . (دهار) (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) (ترجمان القرآن ).اسما. (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). نام دادن . نام نهادن . نامید
نعم کردنلغتنامه دهخدانعم کردن . [ ن َ ع َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) اجابت کردن . رجوع به نعم شود : ور بدین حاجتم نعم نکنی نعم من ز بخت لا باشد.مسعودسعد.
سجلدیکشنری عربی به فارسینامنويسي کردن , ثبت نام کردن , عضويت دادن , درفهرست واردکردن , در صورت نوشتن , نام نويسي کردن (در هيلت منصفه)
enrollsدیکشنری انگلیسی به فارسیثبت نام کنید، ثبت نام کردن، عضویت دادن، در فهرست وارد کردن، سرباز کردن، نام نویسی کردن