نفسانیلغتنامه دهخدانفسانی . [ ن َ ] (ص نسبی ) منسوب به نفس . از نفس . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نفس شود. || منسوب به نفس اماره . مقابل روحانی : متابعت وساوس شیطانی و موافقت هواجس
sensualitiesدیکشنری انگلیسی به فارسیاحساسات، هوسرانی، نفس اماره، شهوت پرستی، شهوانیت، نفسانیت، جسمانیت، حس گرایی، نفس گرایی
sensualismدیکشنری انگلیسی به فارسیحس گرایی، شهوانیت، جسمانیت، نفسانیت، نفس گرایی، هوسرانی، شهوت پرستی
روحلغتنامه دهخداروح . (ع اِ) جان . ج ، اَرْواح . مؤنث نیز می باشد. (از منتهی الارب ) (از آنندراج ). جان . (غیاث ) (ترجمان علامه تهذیب عادل ) (دهار). نفس . (منتهی الارب ). آنچه
پوستلغتنامه دهخداپوست . (اِ) غشائی که بر روی تن آدمی و دیگر حیوان گسترده است و آن دو باشد بر هم افتاده که رویین را بشره و زیرین را دِرم گویند. جلد. جلد ناپیراسته حیوان چون گوسفن