وقتفرهنگ مترادف و متضاد۱. فرصت، مجال، مهلت ۲. زمان، گاه، موقع، میقات، هنگام ۳. دوره، روزگار، عصر، فصل، موسم ۴. آن، حین، دم، ساعت، لحظه، لمحه ۵. مدت، موعد
وقتلغتنامه دهخداوقت . [ وَ ] (ع اِ) هنگام . (منتهی الارب )(آنندراج ) (ناظم الاطباء). و آن مقداری است از روزگار و بیشتر در زمان گذشته به کار رود و جمع آن اوقات است . (منتهی الار
وقتلغتنامه دهخداوقت . [ وَ ] (ع مص ) هنگام معین کردن . (از اقرب الموارد)(منتهی الارب ) (آنندراج ). هنگام پدید کردن . (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی ). چاغ معین کردن .
کراجیدنلغتنامه دهخداکراجیدن . [ک َ دَ ] (مص ) بانگ و فریاد کردن مرغ خانگی را گوینددر وقت بیضه نهادن . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). کراچیدن . (آنندراج ). بانگ و فریاد کردن ماکیان ب
کراخلغتنامه دهخداکراخ . [ ک َ ] (اِ صوت ) اسم صوت . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). بانگ و فریاد ماکیان باشد در وقت بیضه نهادن . (برهان ) (آنندراج ). فریاد ماکیان پس از تخم کردن . (آنن
تطریقلغتنامه دهخداتطریق . [ ت َ ] (ع مص ) وقت کفانیدن بیضه ٔ سنگ خوار رسیدن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). رسیدن وقت کفانیدن بیضه ٔ سنگ خوار. (آنندراج ). نزدیک شدن خروج ب
نرگسیلغتنامه دهخدانرگسی . [ ن َ گ ِ ] (ص نسبی ، اِ) منسوب به نرگس . (ناظم الاطباء). چون نرگس . مانند نرگس . || جنسی از جامه باشد که پوشند. || نوعی از طعام که خورند. (برهان قاطع).
بیضةلغتنامه دهخدابیضة. [ ب َ ض َ ] (ع اِ) تخم مرغ . ج ، بیض ، بیوض ، بیضات . (منتهی الارب ). یکی بیض . تخم پرنده و جز آن . (از اقرب الموارد). تخم مرغ . خاگ . مرغانه . چوزی . تخم