پایگاهفرهنگ مترادف و متضاد۱. رتبه، مرتبت، مقام، مکانت، منزلت، منصب ۲. مرکز، مقر ۳. جایگاه، جا، محل، مقام ۴. پیشگاه، تخت، مسند ۵. اندازه
پایگاهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نظامی) محل استقرار نیروی نظامی.۲. جا؛ مکان.۳. [مجاز] مقام؛ قدر؛ مرتبه: ◻︎ از این هر یکی را یکی پایگاه / سزاوار بگزید و بنمود راه (فردوسی۴: ۲۹).۴. درگاه؛ آست
پُرسمان تصویریimage queryingواژههای مصوب فرهنگستانپرسوجو برای یافتن اشیای مرتبط در پایگاه دادۀ تصویری
برفرازیدنلغتنامه دهخدابرفرازیدن . [ ب َ ف َدَ ] (مص مرکب ) بلند کردن . برافراشتن . برافراختن .- برفرازیدن سر به آسمان ؛ به پایگاه بلند برآمدن از فخر : طلسمی که ضحاک سازیده بودسرش بآ
مرتبتلغتنامه دهخدامرتبت . [ م َ ت َ ب َ ] (از ع ، اِ) منزلت . جاه . مقام . مکانت . قدر. پایگاه . رتبه . حرمت . پایه . مرتبه . ج ، مراتب . رجوع به مرتبه و مرتبة و مراتب شود : ایا
مکانتلغتنامه دهخدامکانت . [ م َ ن َ ](ع اِ) مکانة. جایگاه . جای . مکان . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || پایگاه و مرتبه و عزت و جاه و منزلت . (ناظم الاطباء). پایگاه و مرتبه و عزت
اشرافلغتنامه دهخدااشراف . [ اِ ] (ع مص ) بلند شدن . (منتهی الارب ) (غیاث ). بر جای خاستن و بلند شدن . (مؤید الفضلاء). اشرف الشی ُٔ؛ علا و ارتفع و انتصب . (اقرب الموارد). بر بالا