پیشابلغتنامه دهخداپیشاب . (اِ مرکب ) بول . شاش . زهراب . شاش کوچک .پیشیار. گمیز. (برهان ). || مقابل پس آب .
پیش آبلغتنامه دهخداپیش آب . (اِخ ) نام بلوکی در شرق دریاچه ٔ زره به سیستان . به روزگار قدیم آنرا پیش زره میخواندند. (تاریخ سیستان ص 297 ح و 378 ح ). و رجوع به پیش زره شود.
پیشاب کردنلغتنامه دهخداپیشاب کردن . [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) بول کردن . شاشیدن . رجوع به پیشاب ریختن شود.