پیوند زردپیtendon transplantationواژههای مصوب فرهنگستانپیوند زدن پیوندینۀ آزاد زردپی به جای بخش آسیبدیدۀ زردپی
پیوندلغتنامه دهخداپیوند. [ پ َ / پ ِ وَ ] (اِ) عمل فرو بردن پوست درختی در درخت دیگر یا وصل کردن شاخه و یا جزئی از شاخه ٔ درختی بدرخت دیگر تا درخت دوم بار دهد یا بار نیکوتر دهد و
شاخ پیوندلغتنامه دهخداشاخ پیوند. [ خ ِ پَی / پِی وَ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) نهال پیوند و برگ پیوند. (آنندراج ) : ز بس بیگانه ام از آشنایان غریبم در وطن چون شاخ پیوند.حاتم بیگ (از
پیوندفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = پیوستن۲. (اسم مصدر) اتصال؛ پیوستگی؛ همبستگی.۳. (اسم مصدر) ازدواج؛ وصلت: پیوندتان مبارک باد.۴. (اسم مصدر) (زیستشناسی) اتصال جوانه یا شاخۀ درختی به شاخه یا
پیوند بریدنلغتنامه دهخداپیوند بریدن . [ پ َ / پ ِ وَ ب ُ دَ ] (مص مرکب ) قطع خویشی و نسبت و وصل و پیوستگی و اتحاد کردن . گسستن پیوند : آنچه نه پیوند یار بود بریدیم آنچه نه پیمان دوست ب
تکرُخیsuprafacialواژههای مصوب فرهنگستاننوعی شیمی فضایی که در آن بهطور همزمان دو پیوند سیگما در یک سمت صفحۀ مربوط به پیوند پی تشکیل یا شکسته میشوند
دورُخیantarafacialواژههای مصوب فرهنگستاننوعی شیمی فضایی که در آن بهطور همزمان دو پیوند سیگما در دو سمت صفحۀ مربوط به پیوند پی تشکیل یا شکسته میشوند
قاعدة ماکMac ruleواژههای مصوب فرهنگستانقاعدهای که بر اساس آن ژرفای چشمة بیهنجاری مغناطیسی با پهنای نمودار دامنههای آن پیوند پیدا میکند