چاپاریلغتنامه دهخداچاپاری . (حامص ) عمل چاپار. || (ق ) سخت بشتاب (رفتار).- بچاپاری رفتن ؛ بسرعت و شتاب رفتن .
چاپاریلغتنامه دهخداچاپاری . (ص نسبی ) منسوب به چاپار. || در تداول اهالی خراسان نوعی کاغذ خطدار را میگویند که قطع کوچک دارد و مخصوص نامه نوشتن است .
چپریلغتنامه دهخداچپری . [ چ َ پ َ ] (ص نسبی ) منسوب به چپر. چاپاری . رفتاری سخت بشتاب . سریع و تند . فوری .- چپری آمدن ؛ زود آمدن . بوسیله ٔ چاپار آمدن .- چپری رفتن ؛ زود رفتن
چاپارخانهلغتنامه دهخداچاپارخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) پستخانه . چپرخانه . ایستگاه : «دولت هخامنشی علاوه بر اینکه اهمیت زیاد براهها میداد، در دفعه ٔ اولی چاپارخانه هائی تأسیس کر