چاپهلغتنامه دهخداچاپه . [ پ َ / پ ِ ] (اِ) (اصل آن هندی است و ظاهراً چاپ و چاپ کردن از این کلمه آمده است ) قالب چوبی که بدان نقش و جز آن کنند : اگر ز وصل تو نقشم بکام ننشیندز بو
حروف سربیلغتنامه دهخداحروف سربی . [ ح ُ ف ِ س ُ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) قطعه های حرف که از سرب ریخته میشود و در چاپهای سربی بکار رود.
کواشیدلغتنامه دهخداکواشید. [ ] (ص ) درمانده باشد. (لغت فرس چ اقبال ص 115). این کلمه در چاپهای دیگر فرهنگ اسدی نیامده و در چ اقبال با علامت سؤال ضبط شده است .
موهللغتنامه دهخداموهل . [ مُه ْ ] (اِخ ) ژول . از خاورشناسان نامدار فرانسه .به سال 1800 م . به دنیا آمد و به سال 1878 م . درگذشت . وی از زبانهای شرقی بیش از همه درباره ٔ زبان فا
خونسارلغتنامه دهخداخونسار. [ خو / خُن ْ ] (اِخ ) (قصبه ٔ...) مرکز بخش خونسار از شهرستان گلپایگان . واقع در 30 هزارگزی جنوب گلپایگان با هوای سرد، آب آن از چشمه ٔ حوض مرده زنده گشت
دانشلغتنامه دهخدادانش . [ ن ِ ] (اِخ ) مرحوم میرزا حسین خان متخلص به دانش از فضلا و شعرای مشهورایران مقیم ترکیه که اغلب در استانبول و گاه نیز درآنکارا (آنقره ) اقامت داشت . وی ر