چشم و چراغلغتنامه دهخداچشم و چراغ .[ چ َ / چ ِ م ُ چ ِ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) کنایه از سبب بینائی و سرمایه ٔ بصارت . (آنندراج ) : قائدچشم و چراغ عالمی گردد چو شمعآنکه پیماید بدیده
چشم چراغلغتنامه دهخداچشم چراغ . [ چ َ / چ ِ م ِ چ ِ ] (اِ مرکب ) بمعنی خوبی و روشنایی . (آنندراج ). چراغ . چشم و چراغ . رجوع به چراغ و چشم و چراغ شود. || هر چیز گزیده و نخبه ٔ از سا
تک و تازلغتنامه دهخداتک و تاز. [ ت َ ک ُ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) تک و تا. (غیاث اللغات ) دو و تاخت . (ناظم الاطباء). تکاپوی : در سلاح و سواری و تک و تازگوی برد از سپهر چوگان باز.
چراغفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهوسیلهای برای تولید روشنایی، مانند پیهسوز، لامپا و چراغ برق.چراغ آسمان: [قدیمی، مجاز]۱. ماه.۲. آفتاب.چراغ آسمانی: [قدیمی، مجاز] = چراغ آسمان چراغ الکتریک: [من
چراغلغتنامه دهخداچراغ . [ چ َ / چ ِ ] (اِ) آلت روشنایی که انواع مختلف روغنی ، نفتی ، گازی و برقی آن بترتیب در جهان معمول بوده و هنوز هم در بعضی کشورها اقسام گوناگون آن مورد استع