گافلغتنامه دهخداگاف . (اِ) نام حرف بیست و ششم از الفبای فارسی و از حروف معقوده . رجوع به «گ » شود. || شکاف . درز : بیامد قلون تا بنزدیک درز گاف در خانه بنمود سر. فردوسی .ظاهراً
gaffsدیکشنری انگلیسی به فارسیگاف ها، چنگک، خاده، قهقهه، نیزه، سیخک، شوخی فریبنده، حیله، ازمایش سخت، تفریحگاه ارزان، گفتار بیهوده، قلاب یانیزه خاردار ماهی گیری، با صدای بلند خندیدن، قلابدار