گرمخانه 1incubator 1, etuveواژههای مصوب فرهنگستاناتاقکی که کشتها را در دمای مشخص و برای مدتزمان معین در آن نگهداری میکنند
گرمخانه 2saunaواژههای مصوب فرهنگستاناتاقی ویژه با حرارت زیاد که ورزشکاران و افراد عادی معمولاً برای کاهش وزن از آن استفاده میکنند
گرمخانهگذاریincubationواژههای مصوب فرهنگستاننگهداری محیط کشت تلقیحشده در شرایط خاص محیطی برای مدتزمانی معین بهمنظور تأمین شرایط مناسب رشد
ظرف بیهوازیanaerobic jarواژههای مصوب فرهنگستانظرفی که برای گرمخانهگذاری محیطهای کشت در نبود اکسیژن و بهطورکلی در مجاورت هر ترکیب گازی غیر از هوای جَوّ به کار میرود
ظرف شمعدارcandle jarواژههای مصوب فرهنگستانظرفی که در آن میتوان کشتها را در شرایط فشار بیشتر اکسیددوکربن گرمخانهگذاری کرد
کدوخفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهحمام؛ گرمابه؛ گرمخانه: ◻︎ پیشم آمد بامدادان آن نگارین از کدوخ / با دو رخ از باده لعل و با دو چشم از سِحر شوخ (رودکی: لغتنامه: کدوخ).
تاب خانهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. ‹تاوخانه، تاوانه› خانهای که در زمستان با بخاری گرم شود؛ گرمخانه؛ خانۀ زمستانی: ◻︎ در چنین فصل تابخانهٴ شاه / داشته طبع چار فصل نگاه (نظامی۴: ۶۱۱).۲. خانه
انکوباتورفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهاتاقک مخصوص دارای حرارت و رطوبت معین برای نگهداری نوزادان نارس، کشت باکتری، یا پرورش جوجه؛ گرمخانه.