ترجمه مقاله

سرمازده

فرهنگ فارسی عمید

۱. گیاه یا درخت یا میوه که از سرما آسیب دیده باشد.
۲. عضوی از بدن که از سرما آسیب دیده و دچار سرمازدگی شده باشد.
ترجمه مقاله