ترجمه مقاله

سفیدکار

فرهنگ فارسی عمید

۱. کسی که چیزی را سفید کند.
۲. = سفیدگر
۳. (صفت) [مقابلِ سیه‌کار] [مجاز] نیکوکار؛ صالح؛ درستکار.
ترجمه مقاله