26 فرهنگ

مقتل

/maqtal/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

۱. جایی که کسی در آن کشته شده؛ جای کشتن.
۲. (ادبی) شعر یا نثری در مدح و ستایش شهدای کربلا و مصائب واردشده بر آنان: ◻︎ دست از جهان بشویم عزّ و شرف نجویم / مدح و غزل نگویم مقتل کنم تقاضا (کسائی: ۶۹).
۳. [قدیمی] جایی از بدن انسان یا حیوان که هرگاه ضربه یا صدمه‌ای به آن وارد آید باعث هلاک شود.