aboundingدیکشنری انگلیسی به فارسیفراوان، فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، فراوان شدن
مین جهندۀ ضدنفرbounding mineواژههای مصوب فرهنگستاننوعی مین ضدنفر با خرجی کوچک که بدنۀ مین را به هوا پرتاب میکند و موجب میشود مین در ارتفاع سه یا چهارفوتی منفجر و قطعات آن در همۀ جهتها پرتاب شود