پیامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تلگرام، فاکس، نامه، یادداشت، بخشنامه، آفیش، اعلامیه، تراکت، شعار، آگهی تجاری بیانیه، گزارش قطعنامه
پیامفرهنگ انتشارات معین(پَ) (اِ.) 1 - خبر یا سخنی را به دیگری رساندن . 2 - سلام ، درود. 3 - وحی ، الهام .
انجمن داشتنلغتنامه دهخداانجمن داشتن . [ اَ ج ُ م َ ت َ ] (مص مرکب ) تشکیل انجمن دادن . مجلس داشتن . محفل داشتن . (فرهنگ فارسی معین ). || گرد آمدن : پیام من بدان روی نکو برکه خوبی انجمن
خسته داشتنلغتنامه دهخداخسته داشتن . [ خ َ ت َ / ت ِ ت َ ] (مص مرکب ) ملول کردن . ناشاد کردن . خشنود نکردن : پیام ما که رساند بخدمتش که رضارضای اوست اگر خسته دارد ار خشنود.سعدی .
خوش داشتنلغتنامه دهخداخوش داشتن . [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] (مص مرکب ) نکو داشتن . خوب داشتن : به لطف خویش خدایاروان او خوش داربدان حیات بکن زین حیات خرسندش . سعدی .پیام دادم و گفتم بیا
اصالتauthenticityواژههای مصوب فرهنگستانداشتن منشأ راست و درست و وارسیپذیر و قابل اعتماد بودن که در نتیجة آن اطمینان از درستی پیام و مبدأ آن و انتقال آن حاصل میشود
جعل امضای یکیبیشone-more forgeryواژههای مصوب فرهنگستاننوعی حمله که در آن مهاجم با در اختیار داشتن n زوج پیام و امضا، به دنبال جعل امضا بر روی پیام n+1 ام است