impossibleدیکشنری انگلیسی به فارسیغیرممکن است، غیر ممکن، ممتنع، نشدنی، غیر عملی، نامحتمل، امکان نا پذیر، غیر میسر
خط مشروطimpassable trackواژههای مصوب فرهنگستانخطی که قطار نمیتواند از روی آن بهصورت معمول و با سرعت طبیعی عبور کند و عبور از آن فقط با همراهی مأمور نگهداری خط امکانپذیر است